گزارش مراسم بزرگداشت استاد دکتر کاظم معتمدنژاد

ساعت 20: 8 دقیقه صبح دوشنبه هفتم دی ماه، 10 دقیقه قبل از زمان اعلام شده، همایش بزرگداشت دکتر کاظم معتمدنژاد، بنیانگذار دانش ارتباطات و آموزش روزنامه‌نگاری در ایران، در حالی که سالن همایش مملو از جمعیت بود و شماری از مشتاقان، به دلیل کمبود جا، در مقابل آن به نظاره ایستاده بودند، آغاز شد. به هنگام ورود دکتر معتمدنژاد به سالن، جمعیت یکسره بپاخاستند و با دست زدن ممتد آغاز روزی دلنشین، امیدبخش و به‌یاد ماندنی را نوید دادند.
سالن مطهری دانشکده علوم ارتباطات و علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی هرگز چنین روز و رویداد باشکوهی را به خاطر نداشت. از بام تا شام همکاران و دانشجویان استاد بزرگ ارتباطات گروه گروه به دانشکده می‌آمدند. همه شادمان بودند و روز بزرگداشت دکتر و نوگشایی دانشکده را امیدوارانه به یکدیگر تهنیت می‌گفتند.
فروتنی، بردباری، آرامش، دانشمداری، ادب، پرکاری و نوآوری، پردانی و کم‌ادعایی، آرمان گرایی و واقع بینی، هدفمندی، امیدواری به آینده، خوش بینی، بزرگ اندیشی، جدیت، پشتکار، مشارکت جویی، عشق، انسانیت و ... توصیف دکتر کاظم معتمدنژاد بر زبان سخنرانان مراسم بود. استادی که دانشجویانش دانش و زندگی علمی خود را مرهون تلاش‌های او می‌دانند.
آنچه می‌خوانید گزارشی است از این رویداد به یادماندنی و افتخار آفرین.

 



 

پیش شرط دکتر کاظم معتمدنژاد برای برگزاری مراسم


آغاز زودتر از موعد برنامه نکته ای بود که هم دکتر محمد مهدی فرقانی در ابتدای سخنانش به آن اشاره داشت و هم نصرالله جهانگرد، دبیر عالی شورای اطلاع رسانی، آن را کم نظیر دانست.
دکتر فرقانی دبیر علمی همایش در آغاز از حاضران و وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، که او نیز زودتر از زمان اعلام شده، در سالن حضور داشت تشکر کرد و گفت: «خوشحالیم که دانشکده ارتباطات میزبان دکتر معتمدنژاد این مرد بزرگ است و هرقدر زمان می‌گذرد، آثار وجودی خدمت ایشان بیشتر در جامعه جلوه گر می‌شود.»
او سپس شعری از فریدون مشیری خواند و نتیجه گرفت: «هنوز بسیار مانده است تا بذری که دکتر کاشته است به تمامی بار بدهد.»
رییس دانشکده های علوم ارتباطات و علوم اجتماعی، ادبیات امروز جامعه رسانه‌ای را حاصل تلاش‌های دکتر معتمدنژاد دانست و گفت: «ایشان در صدر کسانی هستند که نقش توسعه بخشی ارتباطات را در کشور مدنظر قرار دادند. دکتر معتمدنژاد یکی از پیشگامان تولید علوم انسانی در ایران و بومی سازی آن بوده اند.»
دبیر علمی همایش به تلاشهای سه ساله دکتر نجفقلی حبیبی رییس دانشگاه علامه طباطبایی برای برگزاری مراسم تجلیل از دکتر معتمدنژاد اشاره کرد و گفت که پیش شرط برگزاری این مراسم از سوی پدر ارتباطات ایران، همزمانی آن با تاسیس دانشکده ارتباطات بوده است.

 



دکتر حبیبی دبیر همایش و رییس دانشگاه علامه هم در سخنان کوتاهی اعلام کرد که تجلیل از دکتر معتمدنژاد را جزء اولین برنامه از سلسله برنامه های بزرگداشت مقام استادان و فرهیختگان از سوی دانشگاه علامه طباطبایی است.
حبیبی همچنین از وزیر علوم تشکر کرد که در شورای گسترش آموزش عالی، به تسریع صدور و مجوز تاسیس دانشکده ارتباطات کمک کرده است.
رییس دانشگاه علامه طباطبایی از همه افراد برای کمک به تامین ساختمان دانشکده ارتباطات دعوت کرد.

در ادامه برنامه، ویدئو کلیپی در باره زندگی دکتر کاظم معتمدنژاد پخش شد که مورد توجه حاضران قرار گرفت.

 


 

احترام یک ملت به دکتر معتمدنژاد


دکتر توفیقی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، در ابتدای سخنان خود گفت: «به هیچ وجه احساس وزیری را ندارم که به جلسه آمده ام، بلکه احساس شاگردی را دارم که به شوق دیدار استاد خود و برای احترام به مقام علم و عالم آمده است. یک جلسه برای بزرگداشت عظمتی از تلاش و کوشش دکتر معتمدنژاد کافی نیست. این جلسه نمادی است از احترام یک ملت به مقام علم و دانش.»
او ادامه داد: «انگیزه های مادی نمی تواند یک انسان را وادار کند 40 سال شبانه روز به کارو تلاش، تربیت انسانهای فرهیخته، تالیف کتاب و مقاله بپردازد، بلکه پشتوانه یک دانشمند عشق به علم، کشور و ملت است و این چیزی است که دکتر معتمدنژاد در عمل آن را ثابت کرده است و احترام یک ملت را پشت خود دارد.» دکتر توفیقی همچنین اظهار امیدواری کرد که علوم ارتباطات، که آن را علمی حیاتی و رکن جامعه اطلاعاتی و یکی از ارکان توسعه مبتنی بر دانایی می‌نامید، پیشرفت بیشتری داشته باشد و اعلام کرد که وزارت علوم آمادگی لازم برای کمک در این زمینه را داراست.

 


 

قانون جامع رسانه ها محصول تلاش خردمندانه دکتر معتمدنژاد است


وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم درباره دکتر معتمدنژاد گفت:« وقتی دکتر را می‌بینم یاد چهره‌های بزرگ در تاریخ ایران می‌افتم و احساس می‌کنم که بزرگانی را که در گذشته داشته‌ایم و به آنها افتخار می‌کنیم امروز هم داریم و بنابراین دچار گسستگی نشده‌ایم. دکتر معتمدنژاد از کسانی است که علم را به عنوان اسباب نام و نان انتخاب نکرد. او به ایران و اعتلای دانش می‌اندیشد.»
مسجد جامعی ادامه داد: «هیچ روزنامه موثری، بویژه روزنامه های تاسیسی، در کشور را نمی‌توان سراغ گرفت که به نحوی از راهنمایی دکتر معتمدنژاد بهره نگرفته باشد. هیچ قانون جدی در حوزه علوم ارتباطات نیست که ایشان در تدوین آن نقش نداشته باشد. در طول مسئولیتم در دولت، هر جلسه ای که به وجود دکتر نیاز بود، ایشان بدون توجه به سطح جلسه در آن شرکت می‌کرد و اصلا لازم ندانستند این حضور در جایی ثبت شود و ثبت هم نشد این همان نکته درباره صداقت و تواضع ایشان است.»
احمد مسجدجامعی قانون جامع رسانه ها را محصول تلاش خردمندانه دکتر معتمدنژاد دانست و گفت که این قانون در مرحله تنظیم نهایی است.

 


 

پیام رییس جمهوری


دکتر هادی خانیکی مشاور رییس جمهوری در امور رسانه‌ای و یکی از دانشجویان استاد، پیام رییس جمهوری را که بر قرآنی نفیس نقش بسته بود چنین قرائت کرد:
 

بسم الله الرحمن الرحیم.


ستایش از استاد والا مقام و بزرگوار حضرت آقای دکتر کاظم معتمدنژاد، ستایش از دانش، فضیلت، بیدارگری و عمری خدمت به عرصه فرهنگ و پژوهش است. استاد سرمایه گران‌سنگی است که جامعه علمی و فرهنگی کشور، باید همواره از آن بهره ای نیکو بگیرد. برای این دانشمند فرزانه عمر دراز، سلامتی و شادکامی و توفیق خدمت افزون تر به آیین و ایران واندیشه آرزو میکنم.
 

سید محمد خاتمی، 6/10/83



دکتر خانیکی که خود نیز یکی از شاگردان دکتر معتمدنژاد است بعد از قرائت پیام خاتمی، قرآن نفیس تقدیمی رئیس جمهور را به استاد اهدا کرد. این قرآن و پیام رئیس‌جمهور، نخسیتن تقدیر از دکتر معتمدنژاد در طول برنامه بود. به هنگام دریافت این قرآن حاضران در جلسه به احترام دکتر بپاخاستند و به گرمی و با دست زدن ممتد ایشان را تشویق کردند.
تشویق گرم حاضران به هنگام اهدای لوح تقدیر از سوی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و نیز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دانشگاه علامه طباطبایی همچنان ادامه یافت.

 

دکتر معتمدنژاد: من یک معلم عادی هستم


دکتر معتمدنژاد در اولین سخنرانی خود از همه دست اندرکاران، مسئولان و حاضران قدردانی کرد و گفت: «زبانم قاصر است که از همه شما تشکر کنم. من کاری نکرده ام. من فقط یک معلم عادی هستم. که هر کاری کرده ام، انگیزه آن را دانشجویان در من ایجاد کرده اند. امیدوارم آنچه را نتوانسته ام انجام دهم شما دانشجویان انجام دهید. 40 سال است که تلاش می‌کنیم و امروز خوشحالم که دانشکده مجددا افتتاح می‌شود و همانطور که گفتند خوشحالم در آینده دانشگاه ارتباطات تاسیس می‌شود.»
دکتر معتمدنژاد که سخنانش مکررا مورد تشویق حاضران در سالن اجتماعات دانشکده ارتباطات قرار می‌گرفت بعد از آن برای پرده برداری از کتیبه دانشکده از سالن خارج شد.

 


 

افتتاح رسمی دانشکده


همین زمان بود که دکتر فرقانی لحظه افتتاح و پرده برداری از کتیبه دانشکده را «لحظه حساس تاریخی» نامید. جمع بسیار خبرنگاران و عکاسان رسانه ها، اساتید و دانشجویان و دانش آموختگان قدیمی دانشکده ارتباطات، روزنامه نگاران نامی و ... با شادمانی این «لحظه حساس تاریخی» را به یکدیگر تبریک می‌گفتند در حالی، کنار در سالن اجتماعات پرده برداری از کتیبه دانشکده را نظاره گر بودند که با شادمانی این «لحظه حساس تاریخی» را به یکدیگر تبریک میگفتند.

 


 

دکتر معتمدنژاد هم دانشمند است هم روشنفکر و هم متخصص


بخش دوم برنامه همایش بزرگداشت پدر علوم ارتباطات ایران راس ساعت 10 و 30 دقیقه با اهدای دسته گل جوانترین دانشجوی ارتباطات به مهدی محسنیان راد یکی از دانشجویان قدیمی دکتر معتمدنژاد همراه بود. دکتر مهدی محسنیان راد در سخنرانی خود با نشان دادن تصاویری به مرور 37 سال دانشجویی و همکاری خود در محضر دکتر معتمدنژاد پرداخت و گفت: حمایت، مراقبت و تشویق استاد همواره شامل حال من بوده است، اگر صفات مثبت ایشان نبود، شاگردانشان توان ادامه راه را نداشتند.
او به نقش دکتر معتمدنژاد در شکل گیری مرکز تحقیقات د انشکده علوم ارتباطات اجتماعی در سالهای 1347 و 1348 اشاره کرد و درباره یکی از کتابهای ایشان گفت: «روش تحقیق در مطبوعات دکتر چهار سال به صورت جزوه درسی دانشجویان بود و پس آز آنکه دکتر بارها آن را ویرایش و اصلاح کردند، راضی به چاپ آن بصورت کتاب شدند. در حالیکه دکتر آنزمان معاون دانشکده بودند و به راحتی می‌توانستند همان ابتدا کتاب را منتشر کنند.»

 

به زنده بادگویی پدر ارتباطات آمده ایم


اما دکترهادی خانیکی، یکی دیگر از شاگردان استاد معتمدنژاد در ابتدای سخنانش از زنده یادان دکتر علی اسدی، دکتر حمید نطقی، دکتر محمد جواد یوسفیان، و دانشجوی شهید سید فرید کریمی، یاد کرد و گفت: «در این مجلس در پی آن زنده یادها به زنده بادگویی پدر ارتباطات نشسته ایم. تاسیس دانشکده ارتباطات احتمالا برای این پدر به همان شادمانی به خانه بخت رفتن فرزند باشد، پس این سرور بر او مبارک.»
او به آموخته‌های خود از دکتر معتمدنژاد اشاره کرد و گفت: «اولین آموزه من شاگرد این است که ایشان توانستند در تنگناهای در حال گذار بین دیروز، امروز و فردا پیوند برقرار کنند و توانستند فرصتها و تهدیدها را در کنار هم برای شاگردانشان ارایه دهند. دومین آموزه این بود که استاد، میان پژوهش و آموزش تلازمی برقرار کردند که این یکی از مشکلات جامعه ای است که در همه جای آن مسئله گسست وجود دارد. ایشان همراه با دکتر بدیعی آموزش را پژوهش مدار کردند و با فن ارتباط دادند. سومین درس بزرگ برای من رهیافت روش مدیریتی جدید دکتر معتمدنژاد بود که با اندیشه های بزرگ کارهای خود را، کوچک نمی‌دانند، بزرگ فکر می‌کنند و از کوچک آغاز. نمونه آن مرکز پژوهشهای ارتباطات است که پیش سال پیش در یک اتاق کوچک مشترک با اتاق دوره های تحصیلات تکمیلی به همت دکتر معتمدنژاد تاسیس شد و امروز به جایگاه کنو نی خود رسیده است.»
دکتر خانیکی سپس به سه شأن دکتر که آنها را «دانشمند، روشنفکر و متخصص» مین‌امید اشاره کرد و گفت: «تلفیق این سه باهم یکی از مشخصه های بارز ایشان بود. طبیعی ترین توجه به این سه شأن این است که ایشان به فرهنگ به عنوان زمینه و بستر رشد ارتباطات توجه داشتند. به همین دلیل هم امروز از پیوند سه گانه روزنامه نگاری، روابط عمومی و ارتباطات، یک فضای میان رشته‌ای داریم که یکایک دانشجویان و استادان با آن آشنا هستند.»
دکتر خانیکی ادامه داد: «تاکید دکتر بر عقلانیت ارتباطی و گرایش به گشودن دروازه های ارتباطی، به جای پارازیت واختلال، فضا را برای مطالعات ارتباطات توسعه گشود.»

 


 

دکتر معتمدنژاد و دغدغه های جامعه اطلاعاتی


دکتر شهیندخت خوارزمی هم ابتدا از دکتر اسدی یاد کرد سپس خود را «عضوی از خانواده ارتباطات» معرفی کرد که میخواهد «دغدغه های جامعه اطلاعاتی را به پدر ارتباطات» منتقل کند. او که سخنانش را خطاب به دکتر معتمدنژاد بیان می‌کرد گفت: «هنوز عزم قاطعی در بالاترین سطح حاکمیت برای جامعه اطلاعاتی وجود ندارد و این مسئله دغدغه اصلی حاکمیت نیست.»
او به سه عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ در حوزه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات اشاره کرد و گفت: «برای اولین بار است که روح حاکم بر برنامه چهارم توسعه کشور به سمت اقتصاد دانایی محور می‌رود که شک ندارم شما در این مورد هم نقش داشته‌اید. اقتصاد دانایی محور بر سه پایه پژوهش، سرمایه انسانی و زیرساخت پیشرفته اطلاعات و ارتباطات استوار و شما به خوبی می‌دانید که در هر سه زمینه راه زیادی پیش رو داریم.»
دکتر خوارزمی ادامه داد: «جایگاه ایران در اقتصاد در سطح جهان بسیار نامناسب است که یک بخش آن به عملکرد مدیریت اقتصادی بر می‌گردد و بخش دیگر آن به ضعف کشور در آمار و اطلاعات. بنابراین به نظر می‌رسد باید موسسات خاصی ایجاد کنیم که کارشان تولید و تحلیل آمار و اطلاعات است.»
وی درباره سیاست و فرهنگ در حوزه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات گفت:«فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات نقش تعیین کننده در فرایند دموکراتیزاسیون و آزادی اطلاعات از کنترل دولت دارد. اما در حوزه فرهنگی، این فناوری‌ها فرایند توسعه فرهنگی ایران را با پیچیدگیهای تازه ای مواجه کرده‌اند. در این ارتباط با چالشهایی نظیر تنوع روزافزون فرهنگ و به تبع آن بحران هویت، حساسیت روز افزون مردم به کیفیت زندگی و مدیریت گذار از نظام آموزشی سنتی به آموزش الکترونیکی مواجه هستیم. اما مهمترین چالش فرهنگ، راهبری خردمندانه جامعه کنونی ایران به سمت جامعه اطلاعاتی است.»
دکتر خوارزمی در پایان به تاکید دکتر معتمدنژاد بر نهادسازی و بازسازی مجدد سازمانهای متولی اشاره کرد و خطاب به ایشان گفت:« الگوی شما و شیوه زندگی و راه شما، راهی است که باید دنبال شود.»

 


استمداد جامعه مطبوعات از دکتر معتمدنژاد
سید محمود دعایی سرپرست موسسه اطلاعات و مدیر مسئول آن روزنامه به نمایندگی از طرف جامعه مطبوعاتی از دکتر معتمدنژاد به عنوان استادی یاد کرد که همه مطبوعاتی ها مدیون ایشان هستند و گفت از طرف خود و آنها افتخار دارم که دست شما را ببوسم.
او بعد از اینکه گفت آرزو داریم شرایطی پیش آید که دکتر در یک مجله هفتگی یا ماهانه و یا در ستونی در یک روزنامه (هر روزنامه ای که خود استاد بخواهد) به طور مرتب به جامعه مطبوعاتی پند و اندرز بدهند، به ادبیات رایج در مطبوعات و رسانه های امروز اشاره کرد و گفت:«این همه بی حرمتی در رسانه ها و برخورد کلامی با مسئولان در مطبوعات امروز بی سابقه است. این یک دغدغه است. از پدر جامعه مطبوعاتی تقاضا دارم بعنوان کسی که کلامش نفوذ دارد به ما تذکر دهند و شیوه های ناپسند ما را اصلاح کنند.»
دعایی در پایان خطاب به دکتر معتمدنژاد گفت:«امیدواریم توفیق داشته باشیم که در آینده از شما و دانش آموختگان محضر شما قدردانی کنیم.»

 


دکتر معتمدنژا پیوند دهنده سه نسل
حسین ابراهیم آبادی مدیر مرکز پژوهشهای ارتباطات، که دکتر معتمدنژاد نیز ریاست شورای علمی آن را بر عهده دارد، گفت که نزدیک 10 سال است که افتخار همکاری با دکتر را در مرکز داشتم. به اعتقاد ابراهیم‌آبادی دکتر معتمدنژاد پیوند دهنده سه نسل (نسل خودشان، نسل انقلاب، نسل امروز) است.
او آرامش و فروتنی را دو ویژگی سخصیتی بارز دکتر نامید و گفت: «مهمترین ویژگی ایشان این است که هر فردی با هر اندازه از د انش می‌تواند ایشان را درک کند و دکتر با هر کسی با هر اندازه دانشی که دارد، تعامل برقرار می‌کند.»
ابراهیم آبادی ادامه داد: «دکتر همواره به دوردست می‌نگرد، هرچند آینده مبهم و ناامید کننده باشد و دکتر نه تنها آینده ساز، بلکه آینده گزین است و در زندگی برای آینده نقش آفرینی می‌کند و به استقبال آن می‌رود. نکته دیگری که دکتر را از محققان دیگر متفاوت می‌کند، تاکید ایشان بر نهاد سازی و تلاش و اقدام عملی برای تحقق اندیشه ها و ایده هایش است. دکتر با ظرفیت سازی و نهاد سازی حرکت می‌کند تا اندیشه خود را در عمل محقق کند. افرادی با این ویژگی در طول تاریخ ایران انگشت شمار هستند. برای بسیاری از بزرگان اندیشه پذیرش دیدگاه جدید و تغییر دیدگاه سخت است. ولی یکی از ویژگی‌های برجسته دکتر معتمدنژاد این است که برای پذیرش دیدگاههای جدید همیشه آمادگی دارند. همیشه نقد را حتی قبل از اینکه بشنود احساس می‌کند و به استقبال آن میرود.»
وی به تحقیق و تدریس همزمان دکتر اشاره کرد و گفت:«ما کم داریم کسی را که هم محقق باشد و هم مدرس.»

 


دومین تقدیرنامه ها
در پایان بخش صبح برنامه بزرگداشت، افراد زیر به نمایندگی از نهادهای مختلف، لوح تقدیر خود را تقدیم دکتر کاظم معتمدنژاد کردند:
حسین ابراهیم آبادی، مرکز پژوهش‌های ارتباطات
رجبعلی مزروعی، انجمن صنفی روزنامه نگاران،
دکتر علی اکبر فرهنگی، گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی،
علیرضا پویا، مرکز تحقیقات و سنجش برنامه ای صدا و سیما،
مطهری نژاد، انجمن روابط عمومی ایران،
دکتر داود زارعیان، انجمن متخصصان روابط عمومی،
محمد رضا عرب، روابط عمومی شرکت پست،
لوح تقدیر کمیسسیون ملی یونسکو در ایران،
جاودانی، لوح سپاس کارمندان دانشگاه علامه طباطبایی،
لوح تقدیر شهردار تهران،
و لوح سپاس انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

بعد از اهداي لوح هاي تقدير، متن حكم دكتر حبيبي قرائت شد كه در آن دكتر محمد مهدي فرقاني با حفظ سمت به رياست دانشكده ارتباطات منصوب شده بود.

 


 

درسی برای امیدپردازی و آینده نگری


بخش اول برنامه بعد ازظهر همايش بزرگداشت دكتر كاظم معتمدنژاد، با سخنراني مهندس نصرالله جهانگرد، دبير شوراي عالي اطلاع رساني آغاز شد. او در آغاز به شروع بهنگام برنامه صبح اشاره كرد و آن را هم شأن دكتر معتمدنژاد دانست و سپس گفت: «بيش از ده سال است كه در حوزه اطلاع رساني و ارتباطات در سطح ملي و بين المللي در خدمت دكتر هستم و به جرأت مي‌گويم كه پيگيري، حوصله، دقت و خوشفكري ايشان كم نظير و مايه بسياري پيشرفتهاي ما بوده است.»
وي پيامهاي برگزاري اين برنامه را چنين توصيف كرد:«با برگزاري اين نشست گواهي مي‌دهيم كه استمرار، تلاش و انديشمندي، هدف داشتن و خلق فرصت بر اثر اراده ذيقيمت است و جامعه آن را مي‌بيند وارج مي‌گذارد. اين بزرگداشت مي‌تواند براي همه ما اثر تعليمي جديدي براي آينده نگري و اميدپردازي داشته باشد.»
جهانگرد در پايان بعد از اينكه نقش دكتر معتمدنژاد در عرصه‌هاي يونسكو، اجلاس جهانی سران در باره جامعه اطلاعاتی و ديگر عرصه‌هاي بين المللي تجليل كرد، لوح سپاسي به دكتر تقديم كرد.

 


 

دغدغه مردمسالاري


دكتر عبدالله ناصري مديرعامل سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي هم در سخناني گفت: «بيش از دو دهه است كه در كار رسانه‌اي هستم و با مكتوبات و يادگارهاي دكتر آشنا هستم. از زمان حضور در خبرگزاري، مرهون ديدگاهها و دلگرميهاي استاد بوده‌ام و هميشه اين دغدغه را داشته‌ام كه معنويات ايشان را در حوزه ارتباطات و اطلاع رساني محقق كنم.»
او جامعه اطلاعاتي و مردمسالاري را دو دغدغه بزرگ دكتر معتمدنژاد معرفي كرد و گفت: «استاد از پيشگامان دغدغه مردمسالاري است. اين دغدغه با تحولات ارتباطي چند سال اخير نيز همراه بوده است. يكي ديگر ازدغدغه‌هاي بزرگ استاد در اين روزها جامعه اطلاعاتي و فقط موقعيت ايران در اين حوزه است.»
مدير ايرنا در پايان لوح سپاس و هديه خبرگزاري را تقديم دكتر معتمدنژاد كرد.

 

درخواست از استادان خارج از کشور


دكتر علي محمدي، استاد ارتباطات، در ابتداي سخنان كوتاهش كه بسيار مورد توجه حاضران قرار گرفت پيشنهاد كرد با توجه به گراني قيمت كتاب در دنيا، استادان خارج از كشور كتابخانه شخصي‌شان را تقديم دانشكده ارتباطات كنند.
وي در با تأکید بر ضرورت نوگشایی دانشكده علوم ارتباطات گفت: « بايد همت كنيم تمام رشته‌هاي جديدي كه در چند سال اخير به حوزه ارتباطات و فناوری‌های اطلاعات اضافه شده‌اند نيز در دانشكده ايجاد شوند.»

 


 

تأکید بر ایجاد نهادهای مدنی


دكتر محمد زاهدي اصل رييس سابق دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي نيز به تاكيد دكتر معتمدنژاد بر فعاليتهاي صنفي و ايجاد نهادهاي مدني اشاره كرد و گفت: «اخيرا براي نخستين بار طي سه سال اخير مجمع صنفي اعضاي هيات علمي دانشگاهها در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد كه از بركات وجود دكتر و تشويقات ايشان بود.»
وي تواضع، حسن نيت و ساده زيستي را سه ويژگي دكتر معتمدنژاد دانست كه هم براي دانشجويان و هم براي ديگر اساتيد و همكارانش آموزنده بوده است.

 

قطره و دریا


اما دكتر نعيم بديعي يار و همراه هميشگي دكتر معتمدنژاد هم در سخنان كوتاهي از نقش ارزنده دكتر معتمدنژاد در رشد رشته ارتباطات تقدير كرد و گفت: «در برابر محبت ها، تواضع و سعه صدر استاد، ما فقط قطره‌اي در برابر دريا هستيم. »
اين استاد ارتباطات در ادامه به قرائت قطعه شعري در منزلت دكتر معتمدنژاد پرداخت كه مورد توجه حضار قرار گرفت.

 


 

دکتر معتمدنژاد نمونه کم نظیر روشنفکری پیش برنده ایرانی است


سپس سيد فريد قاسمي پژوهشگر تاريخ مطبوعات به ايراد سخن پرداخت. متن سخنان وی به این شرح است:
خوشحالم که امروز مراسم بزرگداشت اسوه پایداری و امیدواری و الگوی مدارا ، جناب استاد دکتر معتمدنژاد همزمان با بازگشایی دانشکده علوم ارتباطات برگزار می شود.
معتقدم یکی از راههای آگاهی از عمق تلاش های دکتر معتمدنژاد و شناخت درست از کوشش های این استاد بی بدیل با مرور پیشینه ها میسر است.
دانش آموختگان روزنامه نگاری در سده نخست عمر مطبوعات در ایران انگشت شمار بودند. اولین ایرانی دوره کوتاه مدت آموزش روزنامه نگاری را در انگلستان گذراند و پس از او نیز شمار اندکی از فرنگ رفتگان دانش روزنامه نگاری را فرا گرفتند.
102 سال که از حیات مطبوعات ایران گذشت . اولین مرکز آموزش به منظور تربیت کادر متخصص با نام بنگاه روزنامه نگاری تاسیس شد.در سال 1317 خورشیدی کمیسیون مطبوعات سازمان پرورش افکار ، امور آموزش روزنامه نگاری را به دانشگاه تهران سپرد و دانشگاه تهران کلاس های کوتاه مدت آموزش روزنامه نگاری را در لاله زار بر پا کرد. چند تن از دانش آموختگان آن دوره در قید حیاتند و بر این باور صحه می گذارند که پس از فروپاشی بنگاه روزنامه نگاری به مدت 14 سال علاقمندان به فراگیری دانش روزنامه نگاری راه خارج را در پیش گرفتند که ثمره غربت گزینی آنان برای روزنامه نگاری ایران یکی دو جلد کتاب شد.
در سال 1334 مدیر وقت روزنامه کیهان که خود استاد دانشگاه تهران بود اساسنامه تاسیس دانشکده روزنامه نگاری دانشگاه تهران را به تصویب رساند اما هیچ گاه نتوانست این دانشکده را در زیر مجموعه دانشگاه تهران تاسیس کند .
زمانی که مدیر وقت روزنامه اطلاعات از تلاش های مدیر وقت روزنامه کیهان مطلع شد ، برای این که از رقیب پیش بگیرد . آگهی دوره کارآموزی فن خبرنگاری را در خردادماه 1335 منتشر کرد و در تابستان همان سال نخستین دوره آموزش کوتاه مدت روزنامه اطلاعات آغاز شد. از سوی دیگر دانشگاه تهران با همکاری کمیسیون مبادلات فرهنگی آمریکا در ایران و چند تن از مدیران روزنامه ها و مجله ها دوره آموزش روزنامه نگاری دانشگاه تهران را از آبان 1335 شروع کرد.
در روزنامه اطلاعات در دهه سی و آغازین سالهای دهه چهل همچون بنگاه روزنامه نگاری و موسسه روزنامه نگاری ، دوره های کوتاه مدت برگزار می شد اما کیهان درصدد ایجاد دانشکده بود این دو کوشش سبب شد که پایه های دو مکتب روزنامه نگاری ایرانی در دو روزنامه عصر تهران پی ریزی شود. روزنامه نگاری مبتنی بر ذوق و روزنامه نگاری مبتنی بر علم و دانش.
کوشش مکتب روزنامه نگاری مبتنی بر دانش اگر چه در گام اول تدوام نیافت ، اما تجربه گرانقدری را پدید آورد و سبب پی ریزی موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی شد.
تمام تلاش های یاد شده را – جز دوره اول آموزش روزنامه نگاری روزنامه اطلاعات – تا تاسیس این موسسه باید کوشش های نافرجام نام نهاد. آنچه گه به فرجام رسید و جامعه ایرانی از خدماتش بهره مند شد موسسه مطبوعات و روابط عمومی است که بعد ها دانشکده نام گرفت. دانشکده ای که فراز ها و فرودها را از سر گذراند و امروز پس از حدود چهار دهه با وجود تغییر نام و دگرگونی های مکرر ، به عنوان دانشکده علوم ارتباطات بازگشایی شد.
این چهار دهه را مرور می کنیم نام های بسیاری را می بینیم اما فقط یک تن همواره حضور دارد ، آن هم حضوری موثر و آن یک تن دکتر معتمدنژاد است.
دکتر معتمدنژاد به ما یاد داد که " صبر خاصیت بسیار و منفعت بی شمار " دارد. " صبر تلخ است ولی بر شیرین دارد ".
نتیجه صبر و امید و تکاپوی دکتر معتمدنژاد را امروز به وضوح می توان دید. بی تردید می توان گفت اگر دکتر معتمدنژاد مرتبه دانشیاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران که در آن روزگار منزلت والایی داشت برای دوام و بقای یک موسسه غیر انتفاعی رها نمی کرد؟ اگر ابتدا امور آموزش و سپس سکان هدایت این دانشکده را به دست نمی گرفت و در دوره مدیریتش پربرگ وبارترین کتاب های علوم ارتباطات در آن دوران منتشر نمی شد؟ اگر یک دهه صبر و انتظار و تلاش تا سال 68 پیشه خود نمی کرد و اگر کوشش های 15 سال اخیر ایشان نبود به جرات می توان گفت که امروز دانشکده ارتباطات تا مقطع دکترا و بسیاری از مراکز و نهادهای دیگر را نداشتیم .
حدود 4 دهه مکرر از دانشگاهها و پژوهشگاههای خارجی دعوتنامه به دستش رسید ، امکانات رفاهی برای او فراهم شد اما به عشق ایران و ایرانی در این سرزمین پرگهر ماند و با استواری ایده های سازنده خود را پیش برد.
در این روزها از دکتر معتمدنژاد به عنوان "روشنفکر " یاد می شود. مایلم این جمله را اضافه کنم که روشنفکری در ایران بر دو نوع است یکی روشنفکری بازدارنده و دیگری روشنفکر پیش برنده و دکتر معتمدنژاد آهسته و پیوسته به دور از تنش و با مروت و مدارا نمونه کم نظیری در تاریخ روشنفکری پیش برنده ایرانی است.
کاظم به نام و شهرت او معتمدنژاد
ایران شناس و عاشق ایران به عدل و داد
خواهم زحق که تا که جهان است و حق به جا
ما را هماره سایه اش از سر جدا مباد

 


 

بهترين تجليل از پدر ارتباطات تحقق آرزوهاي اوست


دكتر حسام الدين آشنا، معاون پژوهشي دانشگاه امام صادق (ع) نیز این گونه در باره استاد خود سخن گفت:
اين مجلس به منظور بزرگداشت مقام علمي عالم وارسته و فرزانه جناب آقاي دکتر کاظم معتمد نژاد برگزار مي شود ؛اقتضاي چنين محفلي ،همدلي با دغدغه ها و هم پيماني براي رفع نگرانيهاي استاد است.سخنان امروز اين شاگرد کمترين ،معطوف به موقعيت کنوني دانش ارتباطات و تلاش براي ارائه تصويري از چالشهاي جاري اين رشته علمي در ايران است.
جايگاه دانشگاهي
اگر پيدايش دانش ارتباطات را با شکل گيري علم بلاغت و معاني بيان مرتبط بدانيم ، مي توان براي ارتباطات در حوزه هاي ديني و ادبي تاريخي هزار ساله قائل شد ، اما آغاز آموزش حرفه اي روزنامه نگاري در ايران به سال 1318 و بنگاه روزنامه نگاري سازمان پرورش افکار باز مي گردد و اکنون 75 سال عمر دارد. روزنامه نگاري به عنوان يک رشته دانشگاهي بايد تا سال 1346 پشت درهاي آموزش عالي منتظر مي ماند تا سرانجام نه در يک دانشگاه بلکه در يک موسسه آموزش عالي خصوصي جايگاهي به دست آورد و فقط پس از يک دهه ثمر دهي با انگ علمي نبودن در پاي جامعه شناسي قرباني شد و تا سال 1368 به عنوان يک گرايش 37 واحدي در حاشيه ماند .به اين ترتيب از آغاز واقعي رشته ارتباطات در ايران به معناي امکان جذب استاد و دانشجو و راه اندازي دوره کارشناسي ارشد فقط 15 سال مي گذرد . دهه هفتاد شاهد تلاشهاي چند جانبه اي براي شکوفايي رشته ارتباطات در ايران بوده است .دانشگاه آزاد اسلامي با رويکرد توليد انبوه و تاکيدات حرفه اي در سال 1370 ارائه برنامه دانشگاه علامه را در واحد تهران مرکز آغاز کرد در مقابل دانشگاه امام صادق(ع)با رويکرد تربيت استاد و پژوهشگر درسال 1374 تاسيس دوره دکتري فرهنگ و ارتباطات را وجهه همت خود قرار داد. اواخر دهه هفتاد بود که دانشگاه تهران پس از نيم قرن مقاومت ،استقلال نسبي رشته روزنامه نگاري و ارتباطات از جامعه شناسي را به رسميت شناخت و پذيرش دانشجو را آغاز کرد.دانشکده صدا و سيما نيز پس از سالها انکار روزنامه نگاري و اکتفا به جنبه هاي فني و توليدي راديو و تلويزيون، رشته ارتباطات را به جمع رشته هاي خود افزود.خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز با هزينه اي درخور دست به کار طراحي و راه اندازي گرايشهاي موضوعي در زير بخشهاي رشته ي روزنامه نگاري شد. اين گسستهاي مستمر در نظم دانشگاهي بي شک موجب بروز گسلهاي معرفتي در رشته ارتباطات و حرفه هاي ارتباطي شده است.پس در دهه هشتاد با سه دانشکده(علامه/امام صادق/خبر) وهفت ارائه کنننده رشته(علامه/تهران/امام صادق/آزاد/خبر/رسانه) مواجه هستيم.

تعارضها
رشته ارتباطات همواره در طول حيات خود با موانع جدي اداري و علمي ناشي از فقدان متخصصان تحصيلکرده و دانشگاهي مواجه بوده است.دانش ارتباطات با تعارضات جدي در زمينه نظر و عمل روبرو است.توسعه جدي حوزه هاي مختلف و مرتبط ، امکان حفظ هسته بنيادين و نخ پيوند رشته را هر روز دشوارتر مي نمايد.يافتن آنچه به دانشجويان رشته هاي روزنامه نگاري، روابط عمومي، تبليغات، ارتباطات، تحقيق در ارتباطات،ژورناليسم راديو و تلويزيوني ،ژورناليسم سايبر،مديريت فناوري اطلاعات، مديريت رسانه ها، فرهنگ و ارتباطات،هويت مشترک مي بخشد کار ساده اي نيست.
تعارض ميان نوآوري و سنت گرايي در آموزش ارتباطات يکي ديگر از وجوه چالش برانگيز است.برنامه ها يي که با هدف تربيت روزنامه نگار طراحي شده با برنامه هايي که با هدف بستر سازي و کادرسازي براي تحقق جامعه اطلاعاتي طراحي مي شود کاملا متفاوت است.

همکاريها و رقابتها
رشته ارتباطات در ايران مانند هر رشته دانشگاهي ديگر عرصه رقابتها و همکاريها است.هر چه همکاري است بر محور حضور و نفوذ دکتر کاظم معتمد نژاد شکل گرفته است .پيوند ميان فارغ التحصيلان و حلقه هاي علمي ارتباطات بي شک ريشه در انديشه و رفتار اجماع آفرين و بومي ساز استاد دارد.دانشگاه امام صادق و دانشکده صدا وسيما در راه اندازي دوره هاي دکتري وکارشناسي ارشد مستقيما و دانشگاههاي ديگر از طريق ارائه رشته مصوب از راهنمايي و تدريس استاد و دانش آموختگان ايشان بهره گرفته اند.اما گله از رقابتهاي غير سازنده اي را که به نابساماني رشته دامن زده است به موقعيتي ديگر وا مي گذاريم.
چالشهاي سياسي
رشته ارتباطات خواسته يا ناخواسته تعاملي روزانه با عرصه سياست دارد . هرچه عرصه عمومي براي کسب و تبادل اطلاعات و رقابتهاي سياسي فراختر مي شود تاب و توان حرفه اي و علمي و حرمت اجتماعي دانش آموختگان ارتباطات نيز بيشتر مي شود. فشار سياسي و دادگاهي بر رسانه گران و مجرم انگاري تعداد انبوهي از آنان به شدت رشته را محافظه کار مي کند و هر پدر و مادري را وادار مي سازد در هنگام انتخاب رشته به فرزند هوشمند و نيک بخت خود توصيه کند به راهي نرود که در آن بر سرها و چشمها ،با يا بدون درد دستمال مي بنددند .

تجليل از پدر علم ارتباطات ايران تلاش براي تحقق خواسته هاي اوست نه در چهل سال آينده بلکه در چهار ماه باقيمانده!
• تشکيل شوراي عالي رسانه ها
• تشکيل مرکز ملي مطالعات ارتباطات با مشارکت تمامي نهادهاي آموزشي و ارتباطي
• تشکيل انجمنهاي علمي براي راهبري فرادانشگاهي و آينده نگرانه رشته هاي ارتباطات


 

زبان خاص انتقاد


احمد ميرعابديني يكي ديگر از دانشجويان دكتر معتمدنژاد بود كه روحيه و منش انتقادپذيري و انتقاد گري استاد را تشريح كرد و گفت: «دكتر به ما ياد داد كه انتقاد هم زبان خاصي دارد. لحن و زبان انتقاد زباني شيرين و مثبت است. ضمن آنكه انتقاد حتما بايد در شرايط مناسب و تاريخي آن مطرح شود.»
ميرعابديني ادامه داد :«35 سال پيش با دكتر آشنا شدم. از آن تاريخ سه دوره را پشت سر گذاشته‌ام. يكي دوره قبل از انقلاب است كه زمان گنگي و ناآشنايي من نبت به رشته ارتباطات است. دوم دوره انقلاب است كه حس كردم بدون پدر نمي‌توانم ادامه دهم و دوره سوم چند سال اخير است كه راهي نديدم جز اينكه دوباره به اين مكتب بيايم و بياموزم.»
وي انگاه نتيجه گرفت: «امروز در پايان اين سه دوره هستم و دكتر را مجددا شاگردي مي‌كنم.»

 


 

از دیار دوست


سخنان دكتر اسدالله زماني استاد دانشگاه بيرجند درباره زادگاه و خانواده و جد دكتر معتمدنژاد بسيار مورد توجه و تشويق حضار قرار گرفت. اين استاد كشاورزي كه به دليل لغو پروازش مسافت 1232 كيلومتري را براي ديدن دكتر آمده بوده از تدوين مقاله‌اي درباره خاندان و خانواده دكتر، محيط خانوادگي و آموزشي دكتر، زادگاه دكتر در روستاي مود بيرجند و... خبر داد و بخش‌هايي از آن را قرائت كرد. او گفت: «در خانواده دكتر، 5 نفر مجتهد مسلم و دو شاعر وجود داشته‌اند.»

 


 

دكتر معتمدنژاد بخشي از هويت ماست


دكتر ابوالفضل فاتح مدير عامل خبرگزاري ايسنا سخنران بعدي مراسم بود. او هويت انسان را بزرگترين دغدغه در آستانه ورود به دنياي جديد دانست و گفت: هويت ما تاريخ، سرزمين، مذهب و مفاخر و سرمايه‌هاي مادي و معنوي ما هستند. بنابراين دكتر كاظم معتمدنژاد بخشي از تاريخ، هويت و هستي ماست. برگزاركنندگان اين همايش در واقع ما را يادآور شدند كه هويت خود را بهتر بشناسيم.»
فاتح ادامه داد: دكتر به ارتباطات دانايي محور مي‌انديشد. من همه افق آينده خبرگزاري ايسنا را چند سال پيش كه در محضر ايشان بودم در اين سخن استاد شنيدم كه فرمودند رسانه‌هاي ما امروز دو دسته‌اند، يا سرمايه محورند يا قدرت محور. ولي شما رسانه‌اي باشيد كه معرفت بنياد و دانايي محور است.»

 


 

پشتیبان مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها


دكتر سيد محمد صحفي، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، دكتر معتمدنژاد را پدر معاونت مطبوعاتي خواند و گفت: «اين نظريه پرداز بزرگ پشتيبان اصلي يكي از كانونهاي مهم كشور يعني مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها است. فعاليتهاي علمي اين مركز نشانه كوچكي از راهبري و هدايت فكري ايشان است.»
او همچنين خبر داد كه در اسفندماه امسال ميثاق اخلاق حرفه خبرنگاري كه با تلاش دكتر معتمدنژاد تهيه شد با حضور همه روزنامه نگاران مورد بررسي و تصويب قرار خواهد گرفت.

 


 

استاد دوستتان داريم


يونس شكرخواه و حسن نمك‌دوست تهراني دو دانشجوي دوره دكتراي استاد معتمدنژاد باهم به جايگاه رفتند.
شكرخواه خطاب به استادش گفت: «شما به ما آموختيد كه حتي اگر يك شمع را در تاريكي روشن كنيد بهتر است تا در تاريكي بمانيم. شما به ما خورشيد داديد و خود در سايه ايستاديد. ما هميشه دوستتان داريم و شما هميشه استاد مایيد.»

 

دکتر معتمدنژاد و آزادي بيان و مطبوعات


حسن نمک‌دوست هم در ابتدا گفت: «ما دو نفر آمده‌ایم تا با دو صدا به دكتر بگوئيم كه دوستتان داريم. البته همچنان که دكتر محسنیان راد و دکتر بديعي را هم بسيار دوست داريم.»
او در ادامه به ديدگاههاي دكتر معتمدنژاد در روزنامه نگاري اشاره كرد و گفت: «دكتر سالهاست كه باور خود را به آزادي بيان ابراز كرده و به آن پاي‌بند بوده‌اند. البته ایشان این باور خود را به صورت عملیاتی هم تعریف کرده اند و آن این که نشریات برای انتشار نیاز به اخذ مجوز و یا امتیاز ندارند. من اولين بار در سال 1355 بود كه از ايشان شنيدم مطبوعات نياز به مجوز ندارند. بر اینی اساس می‌توان گفت مادام كه از نشريات مجوز بخواهند هنوز با‌ آزادي فاصله داريم.»
نمک‌دوست در ادامه تبیین دیدگاه دکتر معتمدنژاد چنین گفت: « به اعتقاد دکتر، روزنامه نگاري يك خير و خدمت اجتماعي است. اگر جامعه قرار است به خودش احترام بگذارد بايد به روزنامه نگار احترام بگذارد، همچنان که روزنامه‌نگاران باید به جامعه احترام بگذارد. در این میان مادام كه مديريت سياسي جامعه نپذيرد كه روزنامه نگاري داراي منزلت اجتماعي است باز با‌ آزادي فاصله داريم.»
وي به اعتقاد دکتر معتمدنژاد به ضرورت وجود نشریات مستقل و کثرت‌گرا نیز اشاره کرد و گفت ایشان همیشه به وجود نشریه‌های خارج از مدار قدرت سیاسی و اقتصادی باور داشته‌اند و معتقد بوده‌اند که بدون نشریات مستقل و تکثر مطبوعاتی آزادی مطبوعات متحقق نخواهد شد.
نمک‌دوست توجه دکتر معتمدنژاد به موضوع حق دسترسي به اطلاعات را از ديگر جنبه‌های اندیشه ایشان برشمرد و بر این اساس توجه حضار را به بخش پایانی پیام دکتر تهرانیان جلب کرد که مادام كه دكتر معتمدنژاد هستند هيچگاه دروغ بر جامعه ایران حكمفرما نخواهد شد.

 

دکتر معتمدنژاد و روابط عمومي


ميرسعيد قاضي مدرس روابط عمومي هم با يادي از مرحوم عماد افشار و مرحوم دكتر نطقي گفت: «اين دو نفر براي فعاليتهاي روابط عمومي هميشه با دكتر معتمدنژاد مشورت مي‌كردند.»
وي ادامه داد :«روابط عمومي‌ها هم هميشه از حمايت دكتر برخوردار بودند، ما نيز هميشه مديون ايشان هستيم.»


 

عشق به استاد


آقاي باري پور يكي ديگر از دانشجويان دوره اول ارتباطات بود كه از استاد خود به نيكي ياد كرد و عشق به استاد را يكي از انواع عشق معرفي كرد.

 

زندگي‌ام را مديون دكتر معتمدنژاد هستم


اما كيوان سپهر معاون انجمن سابق دفاع از آزادي مطبوعات در( رژيم گذشته) ضمن اشاره به نقش دكتر معتمدنژاد در تاثير و حمايت از منشور آن انجمن به تاثير ايشان در زندگي‌اش پرداخت گفت: « من در كنار استاد غير از ارتباطات چيزهاي دگيري هم آموخته‌ام. اگر خودم را با رفتار موقر دكتر هماهنگ نكرده بودم شايد زنده نبودم. من زندگي‌ام را مديون ايشان هستم.»

 

عرض ارادت مطبوعاتي


حجت الاسلام معلي مدير مسئول كيهان فرهنگي آخرين سخنران قبل از دكتر معتمدنژاد بود كه گفت: «معتقدم كه هركس كه در مطبوعات كار مي كند بايد وسيله بيانش همان مطبوعات باشد و من عرض ارادتم را در كيهان فرهنگي شماره اخير به دكتر تقديم كرده‌ام. »

بازهم لوح هاي سپاس
چهارمين و آخرين سري از هدايا و تقديرنامه‌هاي افراد و سازمانها به دكتر معتمدنژاد به اين شرح اهدا شد:
دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق، معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد، روابط عمومي شركت مخابرات ايران، خبرگزاري ايسنا، انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي، فصلنامه رسانه، مجتمع آموزش عالي وزارت جهاد كشاورزي و روابط عمومي‌هاي بانك ملي ايران، آستان قدس رضوي، آپفاي استان تهران.

 


 

ما مي توانيم به سوي پيشرفت بيشتر گام برداريم
 


سخنراني دكتر كاظم معتمدنژاد كه پايان بخش برنامه بود با ابراز احساسات يكپارچه حاضران همراه شد:«من صبح قادر نبودم تشكر كنم حالا كارم مشكلتر شده است. (تشويق)... ناچارم به صورت كلي سپاسگذاري كنم... در ابتدا از همه به طور کلی تشکر می کنم و اگر بخواهم تک تک نام ببرم همه دوستان محترمی را که لطف کردند و بنده را مورد تقدیر قرار دادند،نمی توانم همه رانام ببرم چون وقت گرفته خواهد شد و شاید من بعضی ها را فراموش کرده باشم.
قبل از هز چیز، می خواهم خواهش کنم از جناب دکتر حبیبی و جناب دکتر فرقانی -که در این امر بانی بودند و لطف کردند، و این مراسم برگزار شد-، محبت بفرمایند و آنچه که هر آنچه که دوستان به من لطف کرده اند و سکه است برای مخارج جاری دانشکده علوم ارتباطات و آن چه قابل تبدیل است تبدیل شود و در این راه صرف شود و آن چه که به من افتخار داده اند و به طور معنوی از آن بهره می برم فعلا متعلق به من است و بعد در اختیار دانشکده خواهد بود.
تجربه امروز ما نشان داد که من هیچ کاره هستم. من یک معلم عادی بودم که توفیق داشتم دانشجویان خوبی در کلاس من آمدند و این دانشجویان خوب باعث شدند که من هم شهرت پیدا کنم.در واقع زیر چتر دانش دانشجویان، استاد شما هم به شهرت رسید.این شهرت هم متعلق به خود آن هاست. این ها به معلم خودشان نام گذاشتند وگرنه من یک معلم معمولی همیشگی هستم.
معلمی بودم که با استفاده از انگیزه هایی که دانشجویان ایجاد کردند، در سال های پس از پیروزی انقلاب و در شرایط جدید، فقط به آموزش اکتفا نکردم.ما در آن زمان که دانشکده علوم ارتباطات تاسیس شد بیشتر به آموزش توجه داشتیم و فکر می کردیم که برای مطبوعات، برای دفاتر روابط عمومی و برای آژانس های تبلیغاتی، برا ی خبرگزاری ها و وسایل ارتباط جمعی مختلف، عده ای نیروی متخصص تربیت بکنیم و تجربه انقلاب به ما نشان داد که مملکت در کنار معلم های خوب و آموزش دهنده های خوب، به محقق خوب هم نیار دارد.به همین لحاظ بعد از سالیان جنگ، همان طور که دکتر توفیقی هم اشاره کردند و دوستان هم در جریان هستند، وقتی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تشکیل شد، با استفاده از لطفی که همکاران جوان آن جا با بنده داشتند ما دور هم جمع شدم و توانستیم مجله ای تاسیس کنیم به نام مجله رسانه که اگر اشتباه نکنم پنجاه و هفتمین شماره آن هم اخیرا منتشر شد و در این سال ها همه در کنار هم بودیم و همین همکاری ها باعث شد که کمک های متقابل صورت بگیرد.
دوره کارشناسی ارشد و دکتری را تاسیس بکنیم و با پذیرش همکاران مختلف در مطبوعات و سازمان های دولتی به عنوان دانشجویان این دوره ها هیات علمی ضروری برای دانشکده جدید علوم ارتباطات را آماده بکنیم و خوشحالم که امروز کسانی که آماده شده اند و آموزش دیده اند و برای پژوهش آماده شده اند، از بنده خیلی جلوتر هستند و من افتخار دارم که همکارشان هستم.
اگر بگویم استاد من هستند قبول نخواهند کرد زیرا ما سنت هایی داریم که سن را حتما رعایت می کنند و در نظر می گیرند.
ما در ابتدا طرحی را آماده کردیم در خرداد 1369، 12 مورد را برای تحقیق جامع در باره ارتباطات مشخص کرده ایم و قرار شده است که کار بکنیم.بخشی از این کار را هم دوست عزیزم جناب محسنیان راد شروع کردند و بعضی کارهای دیگر باقی مانده که متاسفانه آن ها انجام نشد.
در این میان به کمک کمیسیون ملی یونسکو توانستیم برای ایجاد یک مرکز آموزش و پژوهش ارتباطات آسیای مرکزی اقدام کنیم زیرا به همکاری های منطقه ای خیلی اعتقاد داشتیم ولی متاسفانه جریان در یونسکو سیاسی شد و چون جمهوری اسلامی ایران خواستار تاسیس این مرکز بود، این امر محقق نشد و به دوره های بعد موکول شد.
در این میان کم کم و با توجه به مسائلی که داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که اگر ارتباطات بخواهد در ایران اصلاح شود، در چهار زمینه باید فعالیت کنیم.
امکانات ارتباطی ما و اداره امور ارتباطی ما چند موضوع را شامل می شود که ما چهارتای آن ها را در سال های اخیر مورد توجه قرار داده ایم.
در این زمینه ها خوشبختانه در ماه های اخیر، توانست وارد اسناد مقدماتی برنامه چهارم توسعه شود.ما جلساتی در تابستان 82 داشتیم که همکاران گرامی رشته علوم ارتباطات و دانشکده ارتباطات و فرهنگ دانشگاه امام صادق و توانستیم این چهار زمینه ای را که عرض می کنم در آن جا بگنجانیم و این موفقیت بزرگ است.
اولین مساله ای که ما در ایران با آن روبرو هستیم ابتدا مساله ایجاد فضای عمومی مطلوب آزادی مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی است.این فضا در سال های اخیر تا حدودی ایجاد شده، ولی فضا را می بایست حفظ کرد.
به همین جهت، برای این که فضا محفوظ بماند، نیاز به حاکمیت قانون داریم و قانون باید از نگهداری این فضا حمایت کند. در این راه کوشش کردیم، مطالعه کردیم، کار کردیم و در برنامه چهارم هم پیشنهاد کردیم که این موضوع به عنوان مهم ترین موضوع گنجانده شود.
دومین مساله ای که مطرح کردیم مساله استقلال اقتصادی مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی است.چنانکه به طوری که اشاره شد و دوستان فرمودند مطبوعات یا تحت تاثیر فشار سیاسی هستند یا زیر فشارهای اقتصادی.کافی نیست که فقط آزادی سیاسی تامین شود بلکه در کنارش به استقلال اقتصادی نیز نیاز داریم. در نتیجه به مسائل مربوط به بهبود محتویات مطبوعات و وسایل ارتباطات جمعی اندیشیدیم، به این که محتویات به گونه ای اشد که مخاطبان را به خود جذب کند.
ما بالقوه می توانیم در ایران هفت میلیون تیراژ مطبوعات داشته باشیم در حالی که امروز این رقم یک و نیم تا دو میلیون است.فاصله بسیار زیاد است با توجه به معیارهایی که یونسکو در 1960 مشخص کرده است. پس باید شرایطی ایجاد کرد تا مطبوعات جاذبه پیدا کنند. در واقع خبرهای رادیو-تلویززیون جاذبه داشته باشد تا محاطب از آن ها استقبال کند.اگراین شرایط ایجاد شود، تیراژ ها بالا می رود.تیراژها که بالاتر رود خوانندگان بیشتر خواهند شد و وضع مالی وسایل ارتباط جمعی هم بهتر خواهد شد و اگر هم مشکلی پیش آمد دولت هم می تواند کمک کند، البته کمک های دولت هم باید نظام مند باشد. پس در زمینه استقلال مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی ما سه موضوع بهبود کیفیت، موضوع استفاده از آگهی های تجارتی در جهت منافع مردم و همچنین مساله کمک دولت رامشخص کردیم تا با استقلال مطبوعات آزادی آن ها را نیز داشته باشیم.
سومین موضوعی که دنبال کردیم، آموزش تخصصی علوم ارتباطات است.بلاخره با تاسیس مجدد دانشکده علوم ارتباطات به نقطه ای رسیده ایم که می توانیم امیدوار باشیم در آینده در مراکز استان ها هم این رشته در سطح لیسانس و فوق لیسانس تدریس شود. پس ضرورت سوم ما مساله ضرورت آموزش و پژوهش علوم ارتباطات است.
چهارمین زمینه، زمینه استقلال حقوقی حرفه روزنامه نگاری است و به همین سبب توانستیم در سال های اخیر به کمک انجمن صنفی روزنامه نگاران و با حمایت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حمایت روسای مرکز مطالعات رسانه ها توانستیم به جای برسیم که چهار متن حقوقی تهیه کرده ایم.دو لایحه قانونی و دو متن دیگر که برای تامین استقلال حرفه روزنامه نگاری است.
یک متن پیشنویس لایحه قانونی استقلال حرفه رونامه نگاری تهیه شده است یک متن پیمان جمعی روزنامه نگاران تهیه شده یک متن دیگر به نام قانون شورای مطبوعات که بعد تبدیل شد به شورای عالی مطبوعات تهیه شده . در کنارش میثاق اصول اخلاقی حرفه روزنامه نگاری را تهیه کرده ایم و فکر کردیم که اگر این شورا تشکیل شود، به استقلال حرفه ای روزنامه نگاران تا میزان زیادی تامین می شود و دولت مداخله کمتری در این امور دارد.
این چهار زمینه ای را که عرض کردم مورد نظر دولت هست و این متن های تهیه شده به زودی به تایید خواهد رسید و در هیات دولت مطرح خواهد شد، به مجلس هم خواهد رفت و شاید هم به زودی تصویب نشود ولی به هر حال، اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است.ما در راهی گام گذاشته ایم که این راه در هر صورت به توسعه وسایل ارتباطات جمعی ما منتهی خواهد شد.
در این میان برمی گردم به همکاری های منطقه ای.ما به همکاری های بین الملی هم توجه فراوانی داریم، به همین خاطر در سیاست های اخیر، موضوع جامعه اطلاعاتی را مطرح کردیم.
موضوع جامعه اطلاعاتی را نه به عنوان یک هدف نهایی بلکه به عنوان موضوعی که در دنیای امروز مطرح است و باید به آن رسید و جامعه اطلاعاتی همه دنیا را به خود مشغول کرده است و ما قبل از این که در مناطق مختلف دنیا شاهد کنفرانس های منطقه ای در مورد جامعه اطلاعاتی داشته باشیم، در ایران در شهریور 1380 نخستین سمینار میان منطقه ای آسیای مرکزی و غربی راتشکیل دادیم و به دنبالش یک همایش ملی به عنوان ایران و جامعه اطلاعاتی در سال 1400 هجری شمسی برگزار کردیم.
کم کم توجه مسئولان را به این نکته جلب کردیم که متوجه شوند در راه جامعه اطلاعاتی باید تلاش های بیشتری شود، همان طور که سرکار خانم دکتر خوارزمی فرمودند، مسئولان دولتی را توانستیم با مسائلی روبرو بکنیم که به این امر توجه کنند.
در سطح بین المللی خوشبختانه، مخصوصا آقای مهندس جهانگرد کمک کردند و توانستیم در همایش های بین الملی ژنو و پاریس توانستیم تاثیر بگذاریم و جملات و کلماتی را از بندهای مصوب در این همایش ها تغییر دادیم. با همکاری کشورهای آسیایی. یک جبهه آسیایی تشکیل دادیم و در مقابل کشورهای سرمایه داری و پیشرفته توانستیم نسبت به آینده امیدوار باشیم.
به هر حال در حال تلاشیم تا به اهداف منطقه ای و بین المللی خود برسیم بنابراین هم در سطح ملی به مساله توجه داشتیم و هم در سطح منطقه ای و هم در سطح بین المللی.
دانشکده علوم ارتباطات که امسال فعالیتش را آغاز می کند بعد از این در کنار مرکز پژوهش های ارتباطات هست، که وزارت علوم ارتباطات نام پژوهشکده علوم ارتباطات و فناوری اطلاعات را برآن گذاشته اند. به هر ترتیب هر چه که باشد، تاسیس این مرکز به تصویب وزارت علوم و تحقیقات و فناوری رسیده است و من امیدوارم که به زودی بتوانیم از فارغ التحصیلان دوره های فوق لیسانس و دکتری استفاده بیشتری بکنیم، ضمنا مساله ای را هم یادآوری کنم که ما به کمک دانشجویان سابق فوق لیسانس و دکتری، در سال اخیر توانستیم در این سه سمیناری که عرض کردم، 100 مقاله عرضه کنیم.100 مقاله علمی در زمینه جامعه اطلاعاتی که اغلب این مقالات مقالات جالبی است به طوری که دوست و همکار گرامی من پروفسور آرمان ماتلار که شهرت جهانی دارد دو بار که به ایران آمد تعجب کرده بود که ما چگونه توانسته ایم در عرض چند سال، این همه محقق جوان را آماده بکنیم برای نوشتن مقاله در سطح جهانی.ایشان-اهل تعارف هم نیستند- حضورا می گفتند، که من به مصر و به ترکیه رفتم و در آن جا چنین استعدادها و امکاناتی ندیدم.من به شما تبریک می گویم که توانسته اید چنین امکاناتی را فراهم کنید.
ما باید آینده نگری ارتباطی داشته باشیم و آینده نگری ارتباطی ایجاب می کند که پژوهش کنیم، بر اساس پژوهش سیاست گذاری کنیم و بر مبنای این سیاست گذاری برنامه ریزی داشته باشیم، برنامه ریزی را ارزیابی کنیم و بتوانیم به سوی پیشرفت بیشتر برویم.
کافی نیست که فقط جملاتی را پشت سر هم بگذاریم و برنامه های پنج ساله را وارد کنیم و هر دوره هم آن ها را تکرار کنیم.
باید تحقیق کرد و بدون تحقیق، سیاست گذاری و برنامه ریزی به نتیجه نمی رسد.من مطئنم با شرایط ایجاد شده با حمایتی که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صورت داده بتوانیم وظیفه خود را در سطح جهانی انجام دهیم.
از توجهی که فرمودید و حوصله ای که داشتید تشکر می کنم و از شما که دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشکده هستید تقاضا می کنم که ما رادر این مسیر یاری دهید تا توفیق بیشتری را به دست آوریم.خیلی متشکرم و آرزو می کنم که موفق باشید. (تشويق بي وقفه و گرم حاضران)
 

گزارش از محمدرضا رئيسي  www.iranwsis.org